از عمل جراحی تا توانبخشی ؛ بیمار نخاعی

فصل ۳ – عوارض تأخیر در عمل جراحی تنگی کانال نخاع گردن

داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی

عدم احساس درد ؛ موجب تشدید تنگی کانال نخاع شده بود.

زمان مطالعه: 4 دقیقه

تجربه ما از تصمیم‌گیری برای عمل جراحی، نگرانی‌های خانواده و اینکه چرا گاهی تأخیر در درمان می‌تواند عوارض جبران‌ناپذیری ایجاد کند.

بعد از مشخص شدن نتیجه MRI، فهمیدیم که زمان زیادی برای تصمیم گرفتن نداریم.

چند پزشک نظرشان را گفتند و در نهایت تصمیم گرفتیم با یک جراح ستون فقرات مشورت نهایی بکنیم.

من یک روز تنها به مطب ایشان رفتم. عکس‌های MRI را همراه خودم برده بودم. سالن انتظار شلوغ بود و بیماران زیادی منتظر بودند.

قبل از اینکه نوبتم شود، از چند نفر درباره عمل جراحی و تجربه‌شان سؤال کردم. آنجا تازه متوجه شدم خیلی از بیمارانی که برای عمل آمده بودند، مدت‌ها قبل به خاطر درد گردن، درد دست یا درد پا به پزشک مراجعه کرده بودند و به همین دلیل بیماری‌شان زودتر تشخیص داده شده بود.

اما پدر من درد نداشت. اگر پدرم مانند سایر بیماران چند سال قبل از تشدید بیماری و تنگی کانال نخاعی اش ، احساس درد در دست و پاها میکرد ؛ شاید ما زودتر متوجه مشکل جسمی بابا میشدیم و شانس بهبود و احتمال موفق بودن عمل جراحی بالا میرفت. ولی دیگر کار از کار گذشته بود.

همین باعث شده بود بیماری تا مراحل پیشرفته ادامه پیدا کند، بدون اینکه ما متوجه خطر شویم.

وقتی منشی عکس‌های MRI را برای دکتر برد، چند دقیقه بعد برگشت و گفت:

«دکتر گفته‌اند باید هر چه زودتر عمل انجام شود.»

همان لحظه فهمیدم که موضوع خیلی جدی است.

قرار بود چند روز بعد پزشک برای مدتی از ایران برود و اگر تصمیم به عمل داشتیم، باید سریع کارهای بیمارستان و تهیه وسایل مورد نیاز مانند پلاتین مورد استفاده در  عمل جراحی تنگی کانال نخاع انجام می‌شد.

بیشتر بخوانید :
 مقاله : راهکارهای مناسب سازی سرویس بهداشتی برای بیمار و سالمند بعد از عمل جراحی

از مطب که بیرون آمدم، برای چند دقیقه فقط روی جدول کنار خیابان نشستم.

برای اولین بار ترس واقعی را احساس می‌کردم.

نه فقط از عمل جراحی.

از آینده.

از اینکه اگر عمل موفق نشود چه می‌شود؟

اگر پدرم دیگر نتواند راه برود چه؟

اگر زندگی همه ما از این به بعد کاملاً عوض شود چه؟

در همان حال به همسرم زنگ زدم و گفتم اگر می‌تواند خودش را به من برساند.

چند دقیقه بعد آمد.

وقتی رسید، دیدم یک فلاسک چای و چند لیوان داخل یک سبد همراهش آورده است.

گفت:

«گفتم شاید حال و هوات بهتر بشه، با هم یه چای نبات بخوریم.»

همان کنار خیابان نشستیم و چای خوردیم.

شاید آن چای هیچ مشکلی را حل نمی‌کرد، اما همان چند دقیقه باعث شد احساس کنم در این مسیر تنها نیستم.

چند روز بعد، پدرم را برای معاینه قبل از عمل به مطب بردیم.

پزشک بعد از دیدن شرایط او، درباره نتیجه عمل خیلی صادقانه صحبت کرد.

گفت احتمال موفقیت عمل حدود ۴۰ درصد است و احتمال دارد آسیب نخاعی باقی بماند یا حتی بیشتر شود.

شنیدن این جمله برای خانواده ما خیلی سخت بود.

همه ساکت شده بودیم.

آن روز برای اولین بار فهمیدم که گاهی پزشک فقط درباره یک عمل جراحی صحبت نمی‌کند؛ درباره آینده یک خانواده حرف می‌زند.

از مطب که بیرون آمدیم، دیگر فقط به عمل فکر نمی‌کردم.

به این فکر می‌کردم که اگر نتیجه عمل خوب نباشد، زندگی ما از فردای آن روز چگونه خواهد بود.

ادامه داستان در فصل چهارم :

داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
در فصل چهارم میخوانید :

استرس همراهان بیمار در قبل و حین عمل جراحی

مشاهده سایر فصل ها :

داستان واقعی نگهداری از سالمند بعد از عمل جراحی که نهایتا به تولید تجهیزات توانبخشی و کمک حرکتی سالمند و تولد برند ترنج هلث انجامید.
داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
داستان واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *