فصل 7 – اشتباه خطرناک ما در برداشتن سوند ادراری بابا پس از ترخیص از بیمارستان بدون مشورت با پزشک
زمان مطالعه: 4 دقیقه
در فصل هفتم ؛ اشتباهی که ما با برداشتن سوند بابا مرتکب شدیم را با شما در میان میگزاریم . این اشتباه ما ناشی از پذیرفتن صحبت فیزیوتراپ بابا در امری که تخصصی در آن نداشت ؛ بود ( دخالت پزشکی )
وقتی پدرم از بیمارستان مرخص شد، همچنان سوند ادراری داشت.
آن روزها تصور ما این بود که سوند فقط برای چند ساعت عمل جراحی گذاشته شده و تا نهایتا یکی دو روز بعد که بابا دوباره بتواند حودش به دستشویی برود ، قرار هست بماند. حتی هنگام ترخیص هم پزشک و پرستار بیمارستان از ما پرسیدند که سوند را خارج کنیم یا فعلاً بماند. چون پدرم توان راه رفتن برای رفتن به توالت را نداشت، گفتیم فعلاً بماند.
بیشتر بخوانید :
وسیله ای برای بردن سالمند بیمار به توالت بعد از عمل جراحی
یک هفته بعد، کیسه ادرار و لوله سوند کمکم بوی بدی گرفته بود. ظاهرش هم برای خودمان خوشایند نبود. با خودمان گفتیم حالا که فیزیوتراپی در خانه شروع شده، شاید وقتش باشد سوند را برداریم.
موضوع را با فیزیوتراپی که برای تمرینات به خانه میآمد مطرح کردیم. او هم گفت احتمالاً دیگر نیازی به سوند نیست و میتوانید از روشهای دیگری برای تخلیه ادرار استفاده کنید. ( مانند کاندوم ادراری متصل به کیسه جمع آوری ادرار . )
ما هم به کمک فیزیوتراپی که به خانه می آمد ، سوند را خارج کردیم.
آن لحظه حتی خوشحال هم بودیم.
فکر میکردیم یک وسیله اضافی از زندگی پدرم حذف شده است.
روز اول اتفاق خاصی نیفتاد.
روز دوم متوجه شدیم زیر شکم پدرم، درست بالای استخوان لگن، متورم شده است.
چون درد نداشت، تصور کردیم شاید طبیعی باشد.
موضوع را با همان فیزیوتراپ در میان گذاشتیم. ایشان هم احتمال داد مسئله مهمی نباشد و گفت بعد از عمل جراحی گاهی چنین اتفاقهایی دیده میشود.
اما تورم هر روز بیشتر میشد.
نکتهای که ما را گمراه کرده بود این بود که پدرم هیچ دردی احساس نمیکرد.
همیشه برایم سؤال بود که اگر مثانه پر شود، آدم درد میگیرد و خودش نیاز به دستشویی رفتن و تخلیه ادرار را حس میکند. پس چرا پدرم چیزی نمیگفت؟!!
مقاله کاربردی و مفید :
مناسب سازی سرویس بهداشتی برای سالمندان و بیماران
آن زمان هنوز نمیدانستیم که آسیب نخاعی میتواند احساس پر شدن مثانه را هم از بین ببرد.
روز سوم، برای معاینه بعد از عمل به بیمارستان رفتیم.
در پایان معاینه، تقریباً سرسری به پزشک گفتم:
«راستی، زیر شکمش هم چند روزی است متورم شده.»
پزشک بلافاصله معاینه کرد.
چهرهاش عوض شد.
پرسید:
«از کی اینطور شده؟»
گفتم:
«فکر کنم امروز روز سوم باشد.»
بدون معطلی گفت:
«همین الان بخوابانیدش و سریع سوند بگذارید.»
چند دقیقه بعد، پرستار سوند جدید را گذاشت.
هنوز هم آن صحنه را فراموش نکردهام.
ادرار پشت سر هم وارد کیسه میشد.
جمعاً حدود دو لیتر ادرار از مثانه پدرم خارج شد.
من فقط نگاه میکردم.
اصلاً باورم نمیشد که ممکن است این حجم از ادرار داخل مثانه بابا مانده باشد، بدون اینکه او دردی احساس کند.
پزشک برایمان توضیح داد که وقتی ادرار تخلیه نشود، ممکن است به سمت کلیهها برگردد و به آنها آسیب برساند. و منجر به دیالیز شود !!!!
همانجا بود که فهمیدم ماجرا خیلی جدیتر از چیزی است که تصور میکردیم.
تمام مسیر برگشت تا خانه فقط به یک چیز فکر میکردم.
اگر ما سوند را بدون مشورت با پزشک متخصص خارج نکرده بودیم، این اتفاق نمیافتاد .
این سؤال مدتها در ذهنم ماند.
امروز که سالها از آن روز گذشته است، آن اتفاق را یک تجربه تلخ اما بسیار مهم میدانم
آن روز برای اولین بار فهمیدم که محبوس شدن ادرار فقط یک مشکل برای مثانه نیست. اگر به موقع تخلیه نشود، ممکن است ادرار به کلیهها برگردد و به آنها آسیب جدی بزند. وقتی پزشک درباره احتمال آسیب به کلیه و حتی نیاز به دیالیز صحبت کرد، تازه فهمیدم اشتباهی که از روی ناآگاهی انجام داده بودیم، چقدر میتوانست خطرناک باشد.
دوباره سوند بابا را گزاشتیم و این سوند تا 3 سال با بابا بود …
ادامه داستان در فصل هشتم :
داستان ساخت اولین وسیله توانبخشی برای حرکت دست بابا پس از عمل جراحی نخاع
مشاهده سایر فصل ها :