از عمل جراحی تا توانبخشی ؛ بیمار نخاعی

فصل 6 – ترخیص از بیمارستان؛ شروع مراقبت از بیمار در خانه

داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی

مشکلات پرستاری از بیمار در خانه

زمان مطالعه: 4 دقیقه

در این فصل از داستان ؛ با زندگی جدید و مشکلاتی که بطور جدی در پرستاری از بابا در خانه مواجه شدیم میخوانید :

وقتی پدرم از بیمارستان مرخص شد، فکر می‌کردیم سخت‌ترین قسمت ماجرا تمام شده است!!

اما چند روز بعد فهمیدیم که عمل جراحی فقط یک مرحله از درمان بوده است.

از این به بعد، تمام کارهایی که در بیمارستان چند نفر انجام می‌دادند، باید در خانه توسط خودمان انجام می‌شد.

در بیمارستان، پرستارها به پدرم کمک می‌کردند از تخت بلند شود، راه برود، به دستشویی برود و دوباره به تخت برگردد.

حالا همه این مسئولیت‌ها به خانواده منتقل شده بود.

پدرم به تنهایی نمی‌توانست راه برود.

برای رفتن به دستشویی باید کمکش می‌کردیم.

برای حمام رفتن باید همراهش می‌شدیم.

بیشتر بخوانید :
صندلی حمام سالمند مخصوص خانه های کوچک آپارتمانی دارای بیمار

برای پوشیدن لباس، جابه‌جا شدن روی تخت و حتی غذا خوردن هم به کمک احتیاج داشت و لازم بود که لقمه و قاشق را در دهانش بگزاریم.

از طرفی، پزشک تأکید کرده بود که نباید بی‌حرکت بماند.

گفته بود از همان روزهای اول باید هر روز تمرین کند و تا جایی که می‌تواند راه برود.

برای همین، همان روزهای اول به دنبال فیزیوتراپ خانگی گشتم.

آن زمان تقریباً ناامید شده بودم. شب بود و بیشتر مراکز فیزیوتراپی در حال تعطیل کردن بودند. به چند جا سر زدم و بالاخره یکی از آن‌ها شماره یک فیزیوتراپ جوان را به من داد که برای فیزیوتراپی در منزل هم میآمد.

با او تماس گرفتم و قرار شد از فردای آن روز به خانه ما بیاید.

همان شب، با وجود همه نگرانی‌هایی که داشتم، احساس کردم یک قدم کوچک به جلو برداشته‌ایم.

فیزیوتراپی از فردای آن روز شروع شد.

بخش زیادی از تمرین‌ها مربوط به حرکت دادن دست‌ها و پاها بود. گاهی با کمک دستگاه و گاهی هم با تمرین‌های ساده‌ای که باید هر روز تکرار می‌شدند.

پدرم دوباره باید راه رفتن را یاد می‌گرفت.

مثل کودکی که تازه می‌خواهد اولین قدم‌هایش را بردارد.

فیزیوتراپ همیشه یک جمله را تکرار می‌کرد که هنوز هم یادم مانده است.

می‌گفت:

«به جای اینکه فقط منتظر جلسه بعدی فیزیوتراپی باشید، هر چقدر می‌توانید در خانه دست و پاها را حرکت بدهید. تمرین اصلی همین جا انجام می‌شود.»

همین جمله باعث شد نگاهم به توانبخشی عوض شود.

فهمیدم قرار نیست هفته‌ای چند جلسه فیزیوتراپی، معجزه کند.

بخش اصلی درمان، داخل خانه اتفاق می‌افتد.

همان جایی که بیمار بیشتر وقتش را می‌گذراند.

یکی از سخت‌ترین قسمت‌های زندگی جدید ما، بردن پدرم به دستشویی بود.

کمک کردن به یک پدر برای انجام کارهایی که سال‌ها خودش بدون کمک انجام می‌داد، هم برای او سخت بود و هم برای ما.

اما چاره دیگری نداشتیم.

کم‌کم یاد گرفتیم که در این شرایط، حفظ احترام و آرامش بیمار ، به اندازه خود مراقبت جسمی از او اهمیت دارد.

بعد از چند جلسه فیزیوتراپی، اتفاق کوچکی افتاد که آن روز برای ما خیلی بزرگ بود.

پدرم توانست حدود دو متر را بدون کمک در طی ۳۰ ثانیه راه برود.

شاید برای خیلی‌ها این فقط دو متر راه رفتن باشد، اما برای ما که چند هفته قبل نگران بودیم شاید دیگر هیچ‌وقت نتواند روی پاهایش بایستد، همان دو متر یعنی امید.

آن روز فهمیدیم که در مسیر توانبخشی، موفقیت‌ها را نباید با متر و کیلومتر اندازه گرفت.

گاهی فقط دو متر راه رفتن، ارزش چندین کیلومتر را دارد.

ادامه داستان در فصل هفتم :

داستان واقعی نگهداری از سالمند بعد از عمل جراحی که نهایتا به تولید تجهیزات توانبخشی و کمک حرکتی سالمند و تولد برند ترنج هلث انجامید.
در فصل هفتم بخوانید :

اشتباه ما در برداشتن خودسرانه سوند ادراری از بابا بعد از انتقال به خانه

 

مشاهده سایر فصل ها :

داستان واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
داستان تجربه واقعی نگهداری از سالمند دچار تنگی کانال نخاعی
5/5 - (3 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *